نشسته روی زمین خاکی٬ دستانش را دور زانوهای جمع شده٬ حلقه کرده بود و غرق در فکر٬ شرق و غرب عالم را به هم دوخت و اول تا ته زندگی اش را سیر کرد.
منظره ی زیبا و دلربایی را انتخاب نکرده بود٬ نه دریاچه ی آبی رو به رویش٬ و نه سایه ی درختی بالای سرش. نشستن و دل به رویاها و یا کابوس ها سپردن٬ دل می خواهد٬ دل خوش یا نا خوش٬ نه مکان با صفا و یا دلگیر.
سلسه ی افکارش٬ حلقه ی گم شده ای داشت انگار. مفقودی که اتصال و رابطه ی اول و آخر زندگی را خراب کرده و رویاها و آرزوها را به کابوس مبدل کرده بود٬ خواب های پریشانی که جز تاریکی و غم عایدی برایش نداشتند.
- با آدم ها به هم زدم٬ وقتی به من به چشم غریبه نگاه می کنند و من به دید بیگانه می بینمشان.
با طبیعت و محیط بیگانه ام٬ هنگامی که نه می دانم چرا اینجا را انتخاب کردم٬ یا به چه دلیل انتخابم کرد.
زندگی ام متزلزل و سست شده است زمانی که هدفش را گم کرد.
بی هویتم موقعی که با خودم بیگانه ام.
تمام این معانی و گزاره ها ذهن و فکر و خیالش را ربوده بود و همه را در آن حلقه ی گم شده جستجو می کرد٬ واسطه ای که اگر پیدایش می شد٬ ذهن و زندگی اش به هم نمی ریخت و دل و احساسش ضربه نمی خورد و هدف و غایتش بی نشان نمی شد.
و حالا نشسته بر خاک٬ به فکر راه چاره برای فرار از لبه ی پرتگاه و نجات از مهلکه و دره.
کاسه ی صبر آدمی لبریز می شود٬ اما سر ریز٬ نه.
هاتفی از آسمان٬ و ندایی از درون٬ و صدایی که آرام دم گوشش زمزمه شد: چراغ امید و رجا٬ خاموش نباشد٬ چاره حاصل می شود.
و دستی که پشت سرش حس کرد٬ آرام آرام سر را به سمت زمین هدایت کرد و پیشانی اش را برخاک رساند.
برچسب: حلقه گمشده,حلقه گمشده راز,حلقه گمشده راز مهدی خردمند,حلقه گمشده داروین,حلقه گمشده داروين,حلقه گمشده داروین چیست؟,حلقه گمشده فیلم راز,حلقه گمشده نظریه داروین,حلقه گمشده راز چیست,حلقه گمشده راز دانلود,
نویسنده: کیارش جعفری