خرید بک لینک

#چند_خط_کتاب

روزگاری پسری بر گونه ی پدر خویش سیلی زد. صورت پدر چرخید٬ رشته ای از موی پدر روی پیشانی ریخت و اشک به چشمانش آمد.

و پسر٬ پس از آن خود را به دار آویخت٬ صورت سیلی خورده ی پدر٬ صورتی نبود که تحمل پذیر باشد٬ یا از یاد رفتنی.


کتاب:#آتش_بدون_دود

نویسنده: #نادر_ابراهیمی

کتاب دوم(درخت مقدس)٬ صفحه ۲۷۹

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 21:33

صفحه بندی