خرید بک لینک
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشنواره ملی رسانههای دیجیتال دارنده نشان بلورین از جشنواره رسانههای دیجیتال آموزش سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 2:18

گذشت روز و ماه و سال و عید شد،نیامدی دوباره شوق دیدنت ، بعید شد نیامدی زمین و آسمان به تن ، لباسِ تازه می کند و زخم کهنه ی غمت ، جدید شد نیامدی به آسمان سپرده ام ، به جای من بگرید او ببین که اشک آسمان ، شدید شد نیامدی شکوفه ای به شوق تو ، به روی شاخه می دمد و معنیش : سر درخت سپید شد نیامدی #محادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 10:13

منبر توحید ذاتا وامدار فاطمهست حاملِ وحی استُ و وحی از آبشار فاطمهست هم نبوت هم امامت در مدارِ فاطمهست بهترین اوصاف رب در اِنحصار فاطمهست لافَتی تصدیق الا ذوالفَقار فاطمهست تا نوشتیم از خدا آیات کوثر جلوه کرد نام زهرا آمدُ الله اکبر جلوه کرد عصمت زهرا شب قدر پیمبر جلوه کرد گاه دختر جلوه کرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 10:13

ضرب المثل « هم خدا را می خواهد و هم خرما را» ضرب المثل معروفی است که این روزها نمود زیادی دارد و نمونه های عینی فراروان. به عنوان نمونه٬ و فقط یک نمونه که اخیرا با آن مواجه شده ام؛ جشن عروسی دور و اطراف خانه ی ما برقرار بود٬ با برنامه ای مفصل!!! از ساعت ۸ شب شروع کردند بزن و بکوب تا ساعت ۱۲:۳۰؛ ناگفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 10:13

در حریم شعر تو بانو! اگر حاضر شدم خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم نام شیرین تو آمد بر لبم، شاعر شدم رشتهای بر گردن ابیات من افکنده دوست میبرد شعر مرا آنجا که خاطرخواه اوست ناگهان دیدم کنار خانه ی پیغمبرم چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم چرخ می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: دوشنبه 30 اسفند 1395 ساعت: 10:13

«ما همه از خاکیم و به خاک باز می گردیم». از قدیم و ندیم بحث سر این بود که از خاک بودن یعنی چه؟ چطور می شود که آدمی که از گوشت و پوست و استخوان و خون و آب شکل گرفته است٬ از خاک به وجود آمده باشد؟! که اهل نظر و معنی و محققان و پژوهندگان تحقیقات زیادی انجام داده اند و به اثبات رسانده اند که آدمی از خاک است. این قسمت محل بحث و محط نظر ما نیست و نخواهد بود. پس می گذریم... تکه ی دوم جمله هم که مشخص است٬ همان که می گوید:«به خاک باز می گردیم»٬ بله این قسمت هم کاملا معین است که وقتی آدمی از نفس افتاد و قلبش ایستاد و مغزش کار نکرد٬ تعدادی از دور و اطرافیانش٬ که بعضا سال به دوازده ماه سری به او نمی زدند و احوالی از او نمی پرسیدند٬ در این لحظه و در این هنگامه-همان لحظه ی از کار افتادن نفس و این ها- دور جسد او جمع می شوند٬ او را در چاله ای قرار می دهند٬ خرواری از خاک هم رویش می ریزند٬ و از آن جا دور می شوند که بعد از جار و جنجال و جنگ و دعوا سر ما ترک و ارث و میراث٬ سال به دوازده ماه سراغی از او نگیرند به این بهانه که «خاک سردی می آورد.» آنچه که ما را واداشته است به نوشتن این چند خط و سیاه کردن کردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 6:45

مشکل همیشه از مردم بود٬ همیشه هم از مردم هست. ناراحتی ندارد که٬ مردم را که از بین ببری٬ ریشه ی مشکل را کندی٬ انداختی دور٬ به همین سادگی. از قدیم گفتند٬ کوچک و بزرگ بر زبان آورده است٬ عاقل و دیوانه می داند٬ می فهمد که مشکل اگر بخواهد کاملا برطرف شود٬ باید ریشه ای حل شود٬ اساسی. در این زمانه هم که مشکل٬ مردم و رفتارشان هست٬ یا باید مردم از بین بروند٬ یا رفتارشان را به کلی تغییر داد٬ به گونه ای تغییر داد که ایجاد مشکل نکنند دیگر!!!! اگر گرد و خاک می آید٬ اگر برق می رود٬ اگر آب قطع می شود٬ اگر سطح رودخانه پایین می آید٬ اگر مزارع آسیب می بینند٬ اگر و اگر و اگر٬ مشکل از مردم آب می خورد و سرنخش را باید پیش مردم پیدا کرد. نمونه٬ نمونه ی عینی می خواهی؟! حی و حاضر موجود است. شخص ظاهر الصلاحی که لباس دیانت و متدینین به تن کرده است-خدای نکرده فکر نکنی رییس جمهور است ها٬ نه این فکر را نکن- ٬ از متون دینی مثل آب خوردن استفاده می کند و مشکلات اخیر خوزستان را عذاب الهی می داند و نتیجه ی اعمال منکر مردم این استان!!! عذاب الهی که باعث و بانی اش فعل منکر مردم است!!! راستش را بخواهی منکر٬ عنوانی است کلی کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 6:45

#چند_خط_کتاب کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام از قدیمی ترین ایام با دو امتیاز همراه بوده است و با این دو امتیاز شناخته می شده است: یکی فصاحت و بلاغت٬ و دیگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروزی چند بعدی بودن. هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی علیه السلام ارزش فراوان بدهد٬ ولی توأم شدن این دو با یکدیگر٬ یعنی اینکه سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیانا متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت خود را در همه ی آن ها حفظ کرده باشد٬ سخن علی علیه السلام را قریب به حد اعجاز قرار داده است٬ و به همین جهت سخن علی علیه السلام در حد وسط کلام مخلوق و خالق قرار گرفته است و درباره اش گفته اند: «فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق». کتاب #سیری_در_نهج_البلاغه نویسنده #شهید_مطهری صفحه ۲۴-۲۵ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 6:45

#چند_خط_کتاب در قرن دوم و سوم هجری گروهی از نظر شرعی با این گونه بحث ها(بحث های عقلی در مسائل الهی) مخالفت کردند. این گروه مدعی بودند که بر مسلمانان فرض است که به آن چه از ظواهر الفاظ- در همان حدی که عامه ی مردم فهم می کنند- فهمیده می شود متعبد باشند و هر گونه سؤال و جواب و چون و چرایی بدعت است. احیانا اگر فی المثل کسی در باره ی آیه قرآن:« الرحمن علی العرش استوی» پرسش می کرد٬ اخم می کردند و ناراحت می شدند و طرح چنین سؤالی را ناروا می دانستند و می گفتند:« الکیفیة مجهولة و السؤال بدعة» یعنی حقیقت مطلب بر ما مجهول است و پرسش ممنوع! در قرن سوم٬ این گروه(که بعدها «اشاعره» نامیده شدند) بر معتزله که این گونه تعقلات را جایز می شمردند٬ پیروز شدند و این پیروزی ضربه ی بزرگی بر حیات عقلی اسلام وارد آورد. کتاب #سیری_در_نهج_البلاغه نویسنده #شهید_مطهری صفحه ۵۸-۵۹ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 6:45

این مطلب در khamenei.ir منتشر شده است. «مسائل این روزهای خوزستان»، وضعیت «بسیار سخت» و «دلخراش» مردم آن استان، و در پی آن همرسانی همدردیهای مختلف در فضای مجازی و آنگاه فضای عمومی، زمینهای به دست میدهد تا یکبار دیگر بر روی مسئلهی محیط زیست و چالشهای آن تأمل کنیم. چالشهایی که حالا بیشتر از همیشه به ما نزدیک شدهاند، در برخی مناطق به سر حد بحران رسیده و در کل با سرعتی حیرتآور در حال سایه انداختن بر زندگی روزمرهی ما هستند. سؤال آن است که «چالشهای زیستمحیطی چه ماهیت و خاستگاهی دارند؟» این یادداشت میکوشد با فراهم آوردن چارچوبی مفهومی بر اساس «نظریه» ی انقلاب اسلامی، به «مشاهده» و تحلیل موردِ خاص استان خوزستان بپردازد. * ماهیت مسئله: زیستمحیط طبیعی یا زیست جهان اجتماعی؟ بر خلاف تصور اولیه، خاستگاه و کانون ریزگردها در استان خوزستان و همچنین دیگر چالشهای زیست محیطی، نه محیط زیست که زیستجهان اجتماعی ماست. مقصود عمق و گسترهی مشکلی نیست که به سر بحران رسیده و سال به سال نیز حادتر خواهد شد، مقصود موطِن مشکل است. ما با مسئلهای مواجهیم که بخش معظم و منشاء آن نه در جهان طبیعی، کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 6:45

#چند_خط_کتاب از عشق باید سخن گفت٬ همیشه از عشق باید سخن گفت. عشق در لحظه پدید می آید٬ دوست داشتن در امتداد زمان. این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. عشق معیار ها را در هم می ریزد؛ دوست داشتن بر پایه ی معیارها بنا می شود. عشق٬ ناگهان و ناخواسته شعله می کشد؛ دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد. عشق٬ قانون نمی شناسد٬ دوست داشتن٬ اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی است. عشق فوران می کند چون آتشفشان و شره می کند چون آبشاری عظیم؛ دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم. عشق ویران ساختن خویشتن است؛ دوست داشتن٬ساختنی عظیم. عشق٬ دق الباب نمی کند٬ مؤدب نیست٬ حرف شنو نیست٬ درس خوانده نیست٬ درویش نیست٬ حسابگر نیست٬ سر به زیر نیست٬ مطیع نیست... . عشق دیوار را باور نمی کند٬ کوه را باور نمی کند٬ گرداب را باور نمی کند٬ زخم دهان باز کرده را باور نمی کند٬ مرگ را باور نمی کند... عشق٬ در وهله ی پیدایی٬ دوست داشتن را نادیده می گیرد٬ پس می زند٬ له می کند و می گذرد. دوست داشتن نیز٬ ناگزیر٬ در امتداد زمان٬ عشق را دود می کند٬ به آسمان می فرستد٬ و چون خاطره ای حرام٬ فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 21:33

#چند_خط_کتاب شاید این قهرمان ها نیستند که به دلیل قهرمان بودن٬ تن از چنگ مجموعه ای مخاطرات بیرون می کشند٬ بل آن ها که به هر دلیل تن از چنگ مجموعه ای مخاطرات می کشند٬ قهرمان «لقب» می گیرند. چه بسا قهرمانان که در آستانه ی «شدن»٬ گرگی سبکبال به ایشان سلام کرده است٬ و با این سلام٬ ایشان را به دنیای از یاد رفتگان رانده است. چه بسا قهرمانان که نامشان را هیچکس نشنید٬ چرا که نشد تن از معرکه به در برند و توان بالقوه ی خویش را شفافیتی عینی بخشند؛ و به هر حال٬ قهرمان های منفرد٬ قهرمان های کوچک اند... . کتاب: #آتش_بدون_دود نویسنده: #نادر_ابراهیمی کتاب اول(گالان و سولماز) ٬صفحه ۵۷ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 21:33

#چند_خط_کتاب تنها عشق است که می تواند شقاوت را تکیه گاه خویش کند. تنها عشق می تواند بی رحمانه نگاه کند و فروتنی را به مسخره بگیرد. عشق٬ مثل انقلاب است٬ خنجرش را که زمین بگذارد٬ دیگر چیزی نیست. کتاب: #آتش_بدون_دود نویسنده: #نادر_ابراهیمی کتاب اول(گالان و سولماز) ٬صفحه ۴۰ انسان وقتی انسان است که خودش را معیار همه چیز نداند٬ و باور کند که خیلی ها ممکن است خیلی چیزها را بهتر از او بفهمند. کتاب: #آتش_بدون_دود نویسنده: #نادر_ابراهیمی کتاب اول(گالان و سولماز) ٬صفحه ۱۱۱ بدبخت آن کسی است که از میان تاریکی و رختخواب نرم بیرون می آید تا مردم را رهبری کند٬ و بدبخت تر آنها که چنین کسی را به عنوان رهبر و بزرگتر خود بر می گزینند. کتاب: #آتش_بدون_دود نویسنده: #نادر_ابراهیمی کتاب اول(گالان و سولماز)٬ صفحه ۱۵۳ وقتی ترسوها به جبهه می آیند و نبرد را می پذیرند٬ شک نباید کرد که پشت جبهه خطر بزرگتری وجود داشته است. کتاب: #آتش_بدون_دود نویسنده: #نادر_ابراهیمی کتاب اول(گالان و سولماز)٬ صفحه ۱۵۶ مردی که ناگهان درهم می شکند٬ می کوشد با توسل به تاریخ٬ به شعار٬ حتی به افسانه خود را بر پا نگه دارد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 21:33

#چند_خط_کتاب

روزگاری٬ غربیه ای را دیدم که در صحرا گم شده بود. دانستم و از او پرسیدم که کجا می خواهد برود. گفت که می داند که به کجا می خواهد برود. باور می کنی غربیه در این صحرا مرد٬ حال آنکه در نزدیکی او٬ چوپانی گله اش را می چراند؟

اشتباه کردن گناه نیست٬ بر سر اشتباه پای فشردن٬ جرم است.


کتاب: #آتش_بدون_دود

نویسنده: #نادر_ابراهیمی

کتاب دوم(درخت مقدس)٬ صفحه ۱۷۱

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 21:33

#چند_خط_کتاب در کنج خانه٬ حرف از سفرهای هولناک زدن٬ کار مردان نیست. یا نگو یا بکن آنچه را می گویی. هیچ سگ گله ای زمانی که زوزه ی شب شکافش را به اعماق دور می فرستد٬ گرگ را تهدید نمی کند؛ گرگ را به مهمانی مرگ دعوت می کند. گرد تفنگ را که گرفتی و برقش انداختی٬ دیگر حق نداری کنارش بگذاری. مردم مضحکه ی تهدید کنندگان بزدل نیستند. گوش٬ احترامی دارد. وقتی شنید که فریاد می زنی «من فردا به جنگ می روم»٬ این دشنام به گوش است که بشنود «من پشیمان شده ام.» کتاب: #آتش_بدون_دود نویسنده: #نادر_ابراهیمی کتاب دوم(درخت مقدس)٬ صفحه ۲۷۳ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش جعفری تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 21:33

صفحه بندی